گیم باز جایی برای راحتی گیمر ها
| ||
|
وضعیت اسفناک اقتصادی، بحران های اجتماعی و هزاران مشکل دیگر باعث نارضایتی شدید مردم آمریکا شده است. صدای اعتراض مردم از هر گوشه و کنار به گوش می رسد. اکنون مردم 2 دسته شده اند: دسته اول، موافق حکومت فعلی هستند و دسته دوم که اقلیت را شامل می شوند، مخالف حکومت فعلی کشور هستند. هنگامی که دسته دوم به بالاترین سطح نارضایتی می رسند، کم کم گروهک های زیادی تشکیل می شوند. پس از مدتی، تعداد بسیار زیادی از آن ها خود به خود دچار اختلال داخلی شده و رنگ می بازند. در این بین، یک گروه باقی می ماند. گروهی تروریستی که با حملات خود باعث وحشت افراد بسیاری شده اند و True Patriots نام دارند. آثار مشهور تام کلنسی (Tom Clancy) را همه می شناسیم. رمان هایی که در مورد جنگ بوده اند و با داشتن طرفداران بسیار زیاد توانستند از معدود آثار ادبی ای باشند که به صنعت بازیسازی راه یافته اند. سری بازی های Splinter Cell ،Ghost Recon و Rainbow Six همگی از این دسته هستند. سری Rainbow Six یکی از پرطرفدارترین این عناوین است که محوریت اصلی داستانش حول تیمی به نام Rainbow می چرخد. جدیدترین نسخه از این سری، Rainbow 6: Patriots نام دارد که اینبار تیم رنگین کمان را به چالشی بسیار بزرگ با نام مقابله با "وطن پرستان" دعوت می کند. این گروه حملات مخوفی را انجام داده و اکنون خود را برای بزرگ ترین مأموریت یعنی نابود کردن چند کلان شهر آمریکا آماده می کند. بازیکن باید در غالب یکی از اعضای تیم Rainbow به مقابله با این افراد پرداخته و مانع از عملی شدن نقشه شوم آن ها شود و در این راه باید سختی های زیادی را تحمل کند. سبک بازی مثل نسخه های قبلی است که البته دستخوش تغییرات نسبتاً زیادی شده است. اگر یادتان باشد، یکی از مشکلات همیشگی بازی های تیراندازی-تاکتیکی مخصوصاً در این سری، نبود آزادی عمل زیاد بود که باعث زده شدن طیف وسیعی از بازیکنان از این سبک شد. Ubisoft کوشیده تا در Patriots این کمبود را به حداقل رسانده و به نوعی دست مخاطب را باز بگذارد. یعنی مثل قبل، شما محدود نیستید که از 2 تاکتیک سیاه و سفید استفاده کنید و اکنون شما می توانید تاکتیک مخصوص خود را که تلفیقی از مخفی-کاری و تیراندازی است و آن را قهوه ای می خوانند، داشته باشید. برای مثال، شما می توانید در قسمتی از یک مرحله نیمی از آن را به صورت مخفی-کاری و نیم دیگر را به صورت تیراندازی پیش ببرید، اما دستتان باز است که با تلفیق هر دو مهارت، سبک مخصوص خود را داشته باشید. محیط های بازی بازبینی اساسی شده اند و اکنون بازی در یکی از شهرهای بزرگ آمریکا جریان دارد. اکنون شما باید در نقش یکی آمریکایی به یک آمریکایی دیگر شلیک کنید که این موضوع ممکن است از لحاظ احساسی حالتی دوگانه را به وجود آورد. حالتی که می توان آن را در سوال "آیا من باید به هموطن خود شلیک کنم؟" خلاصه کرد. قرار است محیط های بازی بسیار بزرگ تر از محیط های نسخه های قبلی باشند و حالتی تقریباً Open-World را به خود بگیرند که این موضوع در کنار داشتن آزادی عمل، نوید یک اثر فوق العاده ملموس را می دهد. بعضی از نکات خوب قسمت های قبلی در Patriots مانده اند و برخی دیگر که Ubisoft آن ها را خطری برای این نسخه محسوب می کرد، از بازی حذف شده اند. همچنین قابلیت های تازه ای به بازی اضافه شده که یکی از آن ها "کنترل ارتباطات" نام دارد و به بازیکن امکان شنود خطوط گروهک Patriots را می دهد و آن ها را لحظه به لحظه از نقشه های این گروه مطلع می سازد. تم و جو درونی بازی نیز دچار تغییرات بنیادی شده است. قرار است که تم صرفاً اکشن عناوین قبلی در این بازی با تم تیره و تاریک ضعف و ناتوانی مردم آمریکا تلفیق شده و بازی را برای مخاطب ملموس تر کند. یکی از ویژگی های سری Rainbow Six که نزد طرفداران آن بسیار محبوب است، قابلیت شخصی سازی اسلحه و لباس بود که در این نسخه با شکل و شمایلی تازه بازگشته و قرار است تا برای بازیکنان تازه کار و مبتدی بسیار ساده و کاربردی باشد. همچنین وجود این بخش در قسمت چندنفره که مانور زیادی هم روی آن داده شده، می تواند بازیکنان را برای ساعت های متمادی سرگرم کند. نکاتی که باعث شدند تا بازی مورد توجه افراد بسیاری قرار گیرد، گرافیک بسیار قوی، طراحی چهره های قدرتمند و صد البته جزئیات بسیار بالای شخصیت ها بودند که باید تمام این ها را ممنون موتور قدرتمند Anvil بود. گرافیک بازی، زنده و از لحاظ نورپردازی تقریباً شاهکار بود. همچنین حرکات بسیار دقیق صورت و اجزای بدن نیز در بازی تعبیه شده اند. در مورد شخصیت پردازی اطلاعات زیادی در دسترس نیست، اما می توان انتظار داشت که سردسته گروه Patriots فرد قدرتمندی باشد و بازیکن را در گروه Rainbow به چالش بسیار جدی و جذابی بکشد. شخصیت منفی بازی می تواند بازی را ماندگار کند و این دقیقاً نکته ای است که Ubisoft می داند. سازندگان در مورد بازی وعده های بسیار زیادی داده اند. تا کنون با مشاهده تریلرهای بازی می توان فهمید که تا حد زیادی موفق به انجام این کار شده اند و باید منتظر عنوانی انقلابی در سال 2013 باشیم. Ubisoft قول داده که کنسول های این نسل بتوانند بازی را به خوبی پردازش کنند و نیازی به هزاران Update و Patch پس از عرضه بازی نباشد، اما آیا حرف آن ها صحت دارد؟ گرافیک بازی سنگین است و کنسول های این نسل دیگر به آخر خط رسیده اند. تحمل چنین گرافیک سنگینی برای کنسول های پیر این نسل کاری بس دشوار و یا شاید غیر ممکن خواهد بود. نمایش های بازی همگی به قدری زیبا و جذاب بوده اند که بسیاری بازی را Gears of War سبک اول-شخص نامیده اند. قرار است Rainbow 6: Patriots موج جدیدی از مخاطبان و بازیکنان را به خود جلب کند و UbiSoft سرمایه نسبتاً زیادی را روی آن گذاشته است. باید منتظر ماند و دید که در آینده چه اطلاعاتی از بازی به بیرون درز پیدا می کند. موضوعات مرتبط: برچسبها:
دارندگان کنسول ها برای اجرای بازی، کافی است که دستگاه خود را به تلویزیون یا مانیتور متصل کرده و بازی خود را اجرا کنند و از جزئیات گرافیکی که از قبل برایشان تعیین شده، لذت ببرند. اما طرفداران PC دارای حق انتخاب بیشتری هستند و می توانند موارد متعددی را دستکاری کنند. اگر یک سیستم خیلی قوی داشته باشیم، با خیال راحت همه جزئیات گرافیکی را تا انتها بالا برده و بدون مشکل افت فریم تصویر، نهایت لذت را از بازی می بریم. اما برای کسانی که سیستم متوسط یا نسبتاً ضعیفی دارند، شرایط باید به نحوی باشد که بتوانند با حداقل سرعت 30 فریم در ثانیه بازی خود را اجرا کنند. حالا چرا حداقل 30 فریم در ثانیه؟ چون ساختار چشم انسان به نحوی است که حرکات پایین تر از 30 فریم را به صورت روان و مداوم نخواهد دید و آن را به شکل منقطع ثبت خواهد کرد که برای ما خوشایند نیست. برای آنکه به حداقل سرعت 30 فریم در ثانیه برسید، یا باید سیستم خود را ارتقاء دهید و یا جزئیات گرافیکی را پایین بیاورید. تکلیف راه اول که مشخص است: باید خوب هزینه کنید، اما برای راه دوم، قبل از هر چیز باید سیستم خود و قطعات آن را بشناسیم. بازی با Driver پس از اینکه قطعات خود را شناختید، سعی کنید تا همیشه Driver آن ها را به روز رسانی کرده و آخرین نسخه ها را روی سیستم خود نصب کنید. این مورد برای Motherboard و کارت گرافیک از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. اوضاع Driver برای Motherboard کمی پیچیده است، چون خود Motherboard شامل چندین Driver مختلف از جمله Driver کارت صدا، Portهای وسایل ذخیره سازی، شبکه و موارد دیگر است. شرکت های سازنده در وبسایت خود این Driverها را بر حسب تاریخ مرتب کرده اند و شما می توانید موارد مورد نیاز خود را از آنجا دانلود کنید. اگر نمی دانید که Motherboard شما را چه شرکتی ساخته و مدل آن چیست، به سراغ نرم افزار CPU-Z بروید. این ابزار کوچک و رایگان اطلاعات خوبی درباره حافظه، پردازنده و Motherboard به شما می دهد. برای کارت گرافیک نیز ابزار مشابهی به نام GPU-Z وجود دارد که اطلاعات کاملی در مورد کارت گرافیک به شما می دهد. در قسمت Driver Version کارت گرافیک، پیچیدگی خاصی وجود ندارد و تنها کافی است که Driver مخصوص سیستم عامل خود را انتخاب و دانلود کنید. این Driverها شامل نسخه های 32 و 64 بیتی و مخصوص انواع Windowsها می شود. اگر به نوع Driver که می خواهید نصب کنید، اعتماد ندارید (مثلاً می خواهید نسخه آزمایشی را نصب کنید)، ابتدا از Windows System Restore استفاده کرده و یک Restore Point بسازید. در صورت بروز مشکل، می توانید دوباره سیستم را به حالت قبل از Driver بازگردانید. دستکاری تنظیمات Driver در داخل Driver می توان برخی تنظیمات گرافیکی را تغییر داد تا به سرعت فریم بالاتری دست پیدا کرد. در پنل کنترل کارت های گرافیک NVIDIA و AMD گزینه های پیش فرضی برای حالت های Quality و Performance وجود دارند که حالت اول برای رسیدن به جزئیات گرافیکی بالا و حالت دوم برای رسیدن به حداکثر سرعت فریم است. می توانید با انتخاب هر یک از این گزینه ها و اینکه هر یک چه تأثیری روی سرعت فریم و کیفیت تصویر دارند، به بهترین انتخاب از نظر کارایی دست پیدا کنید. همچنین می توانید موارد زیر را (البته این ها مواردی هستند که فقط در بازی ها کاربرد دارند) در Driverها دستکاری کنید: Anti-Aliasing: این گزینه بیان کننده میزان صاف بودن یا دندانه دار بودن لبه اشیاء در بازی ها است. می توانید این گزینه را طوری انتخاب کنید که در تمامی بازی ها اعمال شود یا با تعریف پروفایل های مختلف، برای هر بازی به صورت جداگانه این موضوع را تعریف کنید. امکانات NVIDIA Driver در این زمینه ساده تر از ADM است. همچنین در بازی هایی که از Anti-Aliasing پشتیبانی نمی کنند، می توان این گزینه را برای چنین بازی هایی اعمال کرد. اگر کارت گرافیک چندان قدرتمندی ندارید، باید از خیر این گزینه گذشته و یا حداکثر آن را روی 2X تنظیم کنید. Anti-Aliasing Mode: برای Anti-Aliasing حالت های مختلفی وجود دارند که از نظر کیفیت انجام کار، با هم تفاوت هایی دارند. حالت Super-sample AA بهترین کیفیت را به شما می دهد، اما در عین حال قدرت پردازشی بالایی را طلب می کند. حالت های Multi Sample AA و Adaptive Multi Sample AA نیز از دیگر گزینه های موجود هستند که در مقایسه با مورد اول فشار کمتری به پردازنده گرافیکی وارد می کنند و تأثیر خوبی در گرافیک بازی دارند. Anisotropic Filtering-AF: این گزینه بافت های بازی را به شکل واضح تری نمایش می دهد. تنظیمات مربوط به AF می تواند بر حسب نوع کارت گرافیک متفاوت باشد، اما مانند Anti-Aliasing دارای گزینه های 2X تا 16X است. طبق معمول، بالا بردن این گزینه تأثیر زیادی روی کارایی خواهد گذاشت، مگر آنکه کارت گرافیک قدرتمندی داشته باشید. دستکاری تنظیمات بازی تقریباً تمامی بازی های PC دارای تنظیمات متعددی در بخش گرافیک هستند که معمولاً از قسمت Options و بخش Video یا Graphics قابل دسترس هستند. بعضی از این موارد در Driver کارت گرافیک نیز دیده می شوند: Anti-Aliasing: این گزینه همانند آن چیزی است که در Driver کارت گرافیک نیز وجود دارد. با این تفاوت که گاهی اوقات شما نمی توانید نحوه اعمال Anti-Aliasing را تغییر دهید. برای مثال، ممکن است در تنظیمات گرافیکی یک بازی، حالت Super Sample AA در دسترس نباشد. Anisotropic Filtering: در این مورد نیز در قسمت مربوط به تنظیمات Driver کارت گرافیک توضیح داده شده است. اگر یک کارت گرافیک میان قیمت دارید، می توانید این گزینه را روی 2X یا 4X قرار دهید. Resolution: وضوح تصویر تأثیر زیادی روی کارایی نهایی دارد و بالا بردن آن تأثیر زیادی روی کیفیت بازی دارد، اما در عین حال پردازنده گرافیکی را نیز درگیر می کند. گاهی اوقات بالا بردن وضوح تصویر تا رسیدن به حداکثر میزان ممکن که صفحه نمایش پشتیبانی می کند، سرعت فریم را کاهش می دهد. پس در این موارد باید وضوح تصویر را قدم به قدم پایین بیاورید تا به میزان مطلوب دست پیدا کنید. در انتخاب وضوح تصویر دقت کنید که نسبت طول به عرض آن متناسب با صفحه نمایش شما باشد. در غیر این صورت، ممکن است کشیده یا فشرده شود. Draw Distance: این گزینه میزان دامنه دید شما را تعیین می کند. گزینه High در اینجا، یعنی می توانید فاصله بیشتری را در دوردست ببینید و در عین حال پردازنده شما نیز باید موارد بیشتری را پردازش کند. Shadow: در دنیای واقعی سایه ها همیشه وجود داشته اند و یک بازی ترسناک نیز بدون سایه بی معنی است. در بازی های FPS می توانید سایه را خاموش کنید و سرعت فریم خود را بالا ببرید، اما ممکن است که نتیجه نهایی از نظر بصری کمی غیره واقعی جلوه کند. خاموش کردن این گزینه در بازی های استراتژی که از زاویه ایزومتریک نگاه می شود و یا در بازی های مسابقه ای نیز می تواند مفید باشد، زیرا در این بازی ها اکثر اوقات سایه ها اصلاً به چشم نمی آید. در ضمن، گاهی اوقات می توانید کیفیت سایه را نیز تنظیم کنید. در این حالت، شما هم سایه را در اختیار خواهید داشت و هم به سرعت فریم خوبی دست پیدا خواهید کرد. موضوعات مرتبط: برچسبها:
هیچ کس فکرش را نمی کرد که زمانی برسد که یک مد، بزرگ ترین رشته مسابقات آنلاین شود. موفقیت World of WarCraft کمپانی Blizzard را بر آن داشت که در یک نقشه به نام DOTA، قهرمانان سری WoW را در کنار یک دیگر جمع کند و توانایی کنترل آن ها را به بازیکنان بدهد. نقشه DOTA آنقدر رکورد زد تا اینکه Valve رسماً حقوق این مد را از Blizzard خرید و با ایجاد تغییراتی روی آن عدد 2 را به کنار آن اضافه نمود و چند وقت پیش رسماً پرده از DOTA 2 برداشت. Valve مدتی به صورت آزمایشی DOTA 2 را به کاربران Steam هدیه می داد و با مهک زدن موفقیت آن، تاریخ رسمی عرضه این مد محبوب را اعلام کرد. DOTA 2 برادر بزرگ تر خود را کنار زده بود و هر روز تقاضا برای آن بیشتر و بیشتر می شد. در آن سوی میدان، سازنده اصلی DOTA با ساختن League of Legends عرصه را برای مانور دادن DOTA 2 بسیار سخت کرد. نبرد بین DOTA 2 و LoL هنوز هم ادامه دارد، ولی حکایت DOTA 2 تفاوت های زیادی با LoL دارد. DOTA 2 عنوانی دوست داشتنی و سرگرم کننده است که به طور حتم تمامی طرفداران DOTA را راضی نگه می دارد و با تغییرات بسیار بزرگ، افراد تازه کار را نیز به خود جذب می کند. اولین نکته ای که در DOTA 2 توجه ما را به خود جلب می کند، گرافیک آن است. هر چند که گرافیک نسخه اول هم چشم نواز بود، اما DOTA 2 با ارائه فاکتورهای موفقیت آمیز نسخه اول و ارتقاء کیفیت بافت ها، یکی از زیباترین گرافیک های اخیر را به ما ارائه می دهد. باید به سازندگان این بازی تبریک گفت که توانسته اند تا این حد در باطن شخصیت ها کار کند. نکته دیگری که تیم DOTA 2 توانسته به خوبی روی آن کار کند، این است که به هر قهرمان یک شخصیت اختصاصی و منحصر به فرد داده است. هر چند که ما در نسخه اول نیز شاهد این ماجرا بودیم، اما DOTA 2 به خوبی روی هر شخصیت کار کرده و اوج این هنر روی قوی ترین قهرمان بازی یعنی یورسا (Ursa) است. یکی دیگر از نکات مهم در مورد تمامی اجزای DOTA 2 و مخصوصاً قهرمانان، تغییر است. مشکلاتی که Blizzard برای Valve ایجاد کرد، باعث شد تا قهرمانان DOTA با شکل و شمایلی جدیدتر پا به قسمت دوم بگذارند. این تغییرات برای برخی از شخصیت ها مسخره هستند و باعث زده شدن بازیکنان از بعضی قهرمان های قدیمی می شود. برای مثال، یکی از محبوب ترین شخصیت های بازی به نام Bloodseeker دچار تغییرات بسیار بزرگی شده و شاید تنها وجه شباهت آن با وارثش در DOTA خون دوست بودن او باشد. دومین مورد، تغییر در بخش آیتم ها و ترکیب های بازی است. در DOTA دست بازیکن بسیار باز بود تا ترکیب را طوری که مورد نظرش است، ببندد. در DOTA 2 نیز همین امر صدق می کند، اما Valve این سیستم را بیشتر برای تازه کاران درست کرده است! همان طور که می دانید، Valve بزرگ ترین شبکه فروش بازی ها به صورت دیجیتالی را دارد. Steam اینبار به طور انحصاری میزبان نسخه دوم DOTA خواهد بود و دیگر بازیکنان مجبور نیستند برای تجربه گیم پلی ناب DOTA 2 به شبکه هایی مثل Garena رجوع کنند. گیم پلی اصلی ترین بخش در DOTA بوده است. گیم پلی فوق العاده اعتیادآور در شخصی سازی قهرمان های بازی در میدان نبرد، 99 درصد بازیکنان را به خود جذب کرد. گیم پلی DOTA 2 مانند نسخه اول خود جذاب، سرعتی، دیدنی و تاکتیکی است. وجه تمایز بزرگ DOTA 2 با قسمت اول، این است که باید در زمان بازی و به ویژه وقتی که به جز شما قهرمان دیگری وجود دارد، تاکتیک مناسبی را پیشه کنید. منظور از تاکتیک، سلاح و... نیست، بلکه عقب نشینی ها و حمله های به موقع و ضد حمله های سریع هستند. همان طور که گفته شد، شخصیت های DOTA 2 دستخوش تغییرات بسیار زیادی شدند. هر چند که در نسخه اول هر قهرمان ویژگی بسیار خاصی در زمینه گیم پلی داشت، در DOTA 2 با عمیق تر کردن این قابلیت، هر قهرمان به میزان بسیار زیادی تخصصی شده است. یکی دیگر از بخش های فوق العاده گیم پلی DOTA 2، قابلیت جادو و یا قدرت مخصوص هر شخصیت در گیم پلی است. هر کدام از آن ها با ارتقاء یافتن، می توانند یکی از 4 جادوی اختصاصی خود را باز کنند و زمانی که درجه شما به عدد 6 رسید، می توانید قوی ترین جادوی خود را روی دشمن بخت برگشته اجرا کنید و به میزان قابل توجهی به آن ها صدمه وارد کنید. تا زمان عرضه DOTA 2، چند ماهی باقی مانده است. با توجه به اینکه Valve یکی از وسواسی ترین شرکت ها در مورد کیفیت بازی ها خود است و اهمیت DOTA 2 را نیز درک می کند، انتظار می رود که تا زمان عرضه رسمی بزرگ ترین رشته بازی های آنلاین، مشکلات معدود آن را برطرف کند و باز هم تجربه ای بی نظیر و پرهیجان را به ما هدیه کند. موضوعات مرتبط: برچسبها:
در دهه 80 میلادی دنیا با فیلم Lethal Weapon از مل گیبسون (Mel Gibson) روبرو شد که در آن 2 پلیس که افراد کاملاً معمولی ای بودند، با همکاری یکدیگر قصد داشتند تا دنیا را از شر خلافکاران پاک کنند و همیشه هم اتفاقات جالبی برای آن ها رخ می داد. بعد از سال ها کمپانی EA با چنین فرمولی دست به ساخت Army of Two زد که ترکیبی از المان های کمدی با صحنه های اکشن بود. اما EA نتوانست این ترکیب را در سطح خوبی نگه دارد و همین موضوع باعث شده که داستان این سری از بازی ها چندان جالب به نظر نرسد. در Army of Two: The Devil’s Cartel استودیوی Visceral Games آن حالت کمدی را به کلی رها کرده و بیشتر روی حالت Co-op بازی تمرکز کرده است. این بازی را می توان مانند Tomb Raider و DmC یک بازیسازی جدید از سری Army of Two نامید. در The Devil’s Cartel با صحنه های جدی تری روبرو می شوید و اکشن بازی هیجان انگیزتر به نظر می رسد. در گیم پلی بازی صحنه های Slow Motion جالبی که در نسخه قبلی وجود داشت نیز دیده می شوند. تخریب ساختمان های بزرگ، سلاح های مختلف، درگیری های نفس گیر، تیراندازی روی هلیکوپتر و... از موارد دیگری هستند که در این بازی با آن ها روبرو می شوید. حالت Co-op در The Devil’s Cartel چهار نفره است که راه های مختلفی را پیش روی هر کدام از شخصیت های بازی قرار می دهد. در این قسمت می توانید با استراتژی های مختلف بازی کنید و از راه های گوناگون دشمنان را دور بزنید. همچنین می توانید یک عملیات چهار نفره بسیار جالب را در این بازی تجربه کنید. در این حالت اگر از دیگر بازیکنان فاصله بیشتری بگیرید، بازی به شما مأموریت های مختلفی می دهد. همچنان سیستم پناه گرفتن، بخش مهمی از بازی را تشکیل می دهد. از دیگر قسمت های جالب بازی Overkillهای جدیدی است که به آن اضافه شده اند. این حالت های جدید باعث می شوند تا شما و هم تیمیتان صحنه باشکوهی از درگیری ها را تجربه کنید. کارهای مختلف مانند تیراندازی به سر دشمنان، دور زدن آن ها و پشتیبانی از یارتان باعث می شوند تا میزان مشخصی Overkill بدست بیاورید. زمانی که آن را فعال می کنید، حالتی مانند Bullet Time در بازی فعال می شود. در این حالت شما می توانید آهسته دشمنان بیشتری را از بین ببرید و تیرهای شما نیز صدمات بیشتری به بار می آورند. حتی برای یادآوری این موضوع که شما می توانید از حالت Overkill استفاده کنید، صفحه نمایش شما کمی حالت زرد رنگ پیدا می کند. هیجان بسیار زیادی در این قسمت ها قرار داده شده که با سلاح های مختلف می توانید انواع و اقسام آن ها را تجربه کنید. اگر درجه Overkill هر دو شخصیت بازی پر شده باشد، شما می توانید قابلیت Double Overkill را اجرا کنید که قوی تر، خونین تر و دارای صحنه آهسته بیشتری است و می توانید افراد بیشتری از بین ببرید. Visceral به این موضوع اشاره کرده که هنوز بسیاری از قابلیت های جدید بازی را معرفی نکرده، اما تا این لحظه محیط ها جالب به نظر می رسند و قسمت های اکشن بسیار خوب از کار درآمده اند. همچنین دیالوگ های به یادماندنی تری در The Devil’s Cartel قرار دارند تا روند بازی را تأثیرگذارتر کند. روند بازی اکشن تر شده و صحنه های سینمایی بیشتری نیز در بازی قرار دارند. این طور که معلوم است، Army of Two: Devil’s Cartel در مقایسه با 2 نسخه قبلی، بسیار بهتر است و نوآوری های بیشتری در آن دیده می شود. این بازی قرار است در بهار سال 2013 راهی بازار شود. موضوعات مرتبط: برچسبها:
بعد از موفقیت چشم گیر و خیره کننده سری بازی های Batman که یکی از قهرمان های محبوب کمپانی DC به حساب می آید، به نظر می رسد که کمپانی Marvel نیز می خواهد کیفیت بازی هایی که از روی ابرقهرمان هایش ساخته می شوند را بالا ببرد تا بتواند با شوالیه تاریکی رقابت کند. یکی از این قهرمان های Marvel که قرار است به تازگی راهی دنیای بازی های کامیپوتری شود، Deadpool است. شاید او در مقایسه با Spider-Man چندان معروف نباشد، اما یک قهرمان کلاسیک و بسیار دوست داشتنی است. به تازگی نیز قسمت هایی از این بازی به نمایش درآمده و بازیکنان توانسته اند این شخصیت را در مبارزه های مختلف مشاهده کنند. Deadpool را با نام وید ویلسون (Wade Wilson) نیز می شناسند. او یک مزدور است که توانایی بسیار زیادی در مبارزه های تن به تن و درگیری های فیزیکی دارد. او دارای دو شمشیر و دو دست آتشین است و همیشه خوشحال و سرحال به نظر می رسد. او برای کسب پول، دست به کشتن نیز می زند و این موضوعی است که او را از سایر ابرقهرمان ها جدا می کند. از طرف دیگر، به علت رفتارهای احمقانه و دیوانه وارش به جوکر (Joker) شباهت دارد. او حتی در برخی موارد دست به کارهایی می زند که جوکر هم جرأت انجام آن ها را ندارد. دموی بازی، از قسمت های اکشن آن شروع نشد و از همان ابتدا بازیکنان را درگیر یک زد و خورد نکرد. اولین چیزی که با دیدن Deadpool متوجه آن می شوید، این است که او شخصیت بسیار شوخ طبعی است و جوک های بسیار زیادی را تعریف می کند. در طول بازی او سلسله ای از خنده ها و اتفاقات بامزه را به همراه خودش می آورد که روند بازی را بسیار متفاوت تر از آن چیزی کرده که تا کنون در بازی های ابرقهرمانی دیده بودیم. او را می توانیم به نوعی یک Show Man برای دنیای ابرقهرمان ها بنامیم. Deadpool از مبارزه کردن لذت می برد و این خودش یک امتیاز جالب برای او به حساب می آید. البته سازندگان گفته اند که میزان جذابیتی که در این دمو به نمایش درآمده، تنها نیمی از آن چیزی است که از شخصیت نهایی Deadpool خواهید دید. یکی دیگر از قدرت های ویژه او که طرفداران این شخصیت، بسیار آن را دوست دارند، قابلیتی است که به وسیله آن می توان دیوارها را از بین برد که دقیقاً از روی کتاب های کمیک این شخصیت برداشته شده و در بازی پیاده سازی شده است. تنها دکمه A (در نسخه Xbox 360) را می زنید و می پرید و به سمت جایی که می خواهید حرکت می کنید. در قسمت آموزشی که بازی پیش روی بازیکنان قرار می دهد، Deadpool به نوعی آهنگ Smooth Criminal مایکل جکسون (Michael Jackson) را اجرا می کند! این شخصیت در برابر کارهایی که بازیکنان انجام می دهند نیز از خودش واکنش نشان می دهد و حرف های خنده داری می زند. زمانی که دکمه ای را فشار دهید، Deadpool به همان شخصیتی تبدیل می شود که انتظارش را دارید. حتی سیستمی که برای بازی طراحی شده، به شکلی است که باعث می شود تا او دست به کارهای مختلفی بزند. در واقع Deadpoolبرای اینکه خودش را برتر از سایر ابرقهرمان ها نشان دهد، دست به هر کاری می زند. به طور مثال، زمانی که شما به وسیله یک Minigun به یک هلیکوپتر تیراندازی می کنید، عبارت "MORPHHEEOOUS" روی صفحه به نمایش درمی آید. بسیاری از جوک ها به صورت نوشته های کمیک روی صفحه نمایش دیده می شوند. این موضوع هم بازی را جذاب تر و هم آن را به کتاب های کمیک نزدیک تر کرده است. اگر روند ساخت Deadpool به همین صورت پیش برود، به نظر می رسدکه در سال 2013 با یک بازی سورپرایز کننده روبرو خواهیم بود. موضوعات مرتبط: برچسبها:
اگر نگاهی به تقویم سال بیندازیم، متوجه می شویم كه سال 2012 دیگر پایان رسیده، زیرا تمامی عناوین بزرگی كه منتظران خود را داشتند، عرضه شدند و مورد نقد و بررسی سایت ها و مخاطبانشان قرار گرفتند. امسال هم گذشت و ما ماندیم با قضاوت های خودمان تا اینكه برترین ها و بدترین ها را از میان عناوین منتشر شده برگزینیم. البته اكثراً به دنبال بهترین ها هستند و این امر كاملاً طبیعی است، اما نباید فراموش كرد كه اگر بد نباشد، خوب هم معنا ندارد و اینكه ارزش بازی های بزرگ زمانی نمود پیدا می كند كه تفاوت هایشان با یك عنوان ضعیف آشكار شوند. امسال بازی هایی عرضه شدند كه تا قبل از آمدنشان انتظار بالایی از آن ها داشتیم، اما نتیجه چه شد؟ یا عناوینی ضعیف بودند و یا متوسط كه همان متوسط بودن برای برخی از آن ها به منزله شكست است. در این مطلب به بررسی همان بازی هایی كه بسیار ناامید كننده ظاهر شدند، می پردازیم. Ninja Gaiden 3 شاید زمانی كه نسخه های اول و دوم از این سری محبوب را بازی می كردید، چنین پایان شرم آوری را برایش پیش بینی نمی كردید. نسخه سوم از این مجموعه كه در سال 2012 منتشر شد، پشت پایی بود به تمام شایستگی های نسخه های پیشین كه هیچگونه نشانی از آن ها نداشت. به جرأت می توان گفت که Ninja Gaiden 3 هیچگونه نكته مثبتی به همراه نداشت و فقط برای نابودی این سری راهی بازار شد. ضعف های عمده گیم پلی تكراری و بیش از حد خسته كننده آن و همچنین گرافیك تاریخ مصرف گذشته كه حتی روی 60 فریم هم اجرا نمی شد، همه دست به دست هم داده و به این بازی را به زباله دان تاریخ ملحق کردند تا در نهایت، در تلخ ترین شرایط ممكن با یکی از محبوب ترین نینجاهای تاریخ بازی های کامپیوتری وداع كنیم. Resident Evil: Operation Raccoon City یكی دیگر از عناوین شاخص ناامید كننده سال، نسخه ای فرعی از سری Resident Evil به نام Operation Raccoon City بود كه هدفی جز نابودی این سری به دنبال نداشت. هیچگونه اثری از یك Resident Evil در این بازی نبود، چون به هیچ وجه به اصل و ریشه های آن وفادار نبود و نه تنها هیچگونه رعب و وحشتی با خود به ارمغان نیاورد، بلکه یك بازی اكشن استاندارد هم نبود. وجود داستانی ضعیف و نواقص و مشكلات فراوان در گیم پلی ORC را بسیار سخت كرد. سختی ای که نه به معنای چالش برانگیز بودن، بلكه به دلیل وجود نقص های عمده در جهت پیشبرد بازی ایجاد شده بود. تا به حال در مجموعه بزرگ این سری با نسخه های اصلی و فرعی متعدد، عنوانی تا این اندازه ضعیف منتشر نشده كه باعث نابودی تمامی خاطرات خوب ما از این سری می شود. Steel Battalion: Heavy Armor عنوان ناامید كننده دیگر سال، بازی انحصاری Steel Battalion: Heavy Armor بود كه برای Kinect طراحی شده بود و كارایی های این کنترلر حسی را به سخره گرفت! Microsoft مانور زیادی روی آن داده بود و قرار بود که متفاوت ترین بازی برای این کنترلر از آب دربیاید، اما نتیجه اش یك عنوان پرنقص بود كه انگار هیچ تطابقی با Kinect ندارد. بسیاری از فرمان ها در خلال گیم پلی، یا اصلاً توسط حسگر Kinect تشخیص داده نمی شدند و یا با مشكل و تأخیر انجام می شدند و در کل شما را از انجام این بازی منصرف می کردند. صداگذاری ها و افكت های صوتی نیز مناسب نبودند. گرافیك هم چنگی به دل نمی زد و تقریباً هیچگونه ویژگی خاصی نداشت. 007 Legends همیشه یكی از بازی های ناامید كننده سال از سری بازی های 007 انتخاب می شود. Legends نسخه جدیدی كه در سال 2012 منتشر شد هم از این قاعده مستثنی نبود. تأثیر پذیری بیش از حد این بازی از سری Call of Duty اصلی ترین ضربه را بر پیكره آن وارد كرد. داستان بازی همانند نسخه قبل بر پایه جاسوس بازی و نفوذ مأمور 007 به تشكیلات دشمن بود. گرافیك این نسخه تقریباً همانی است كه سال گذشته در Reloaded دیدیم و پیشرفتی در آن حاصل نشده بود. گیم پلی نیز همانی بود كه در نسخه قبل دیدیم. واقعاً مشخص نیست كه Activision با سیاست انتشار یك نسخه جدید از این سری در هر سال، به دنبال چیست؟! Medal of Honor: Warfighter شاید عجیب ترین جایگاه در بین بازی های ناامید كننده سال، متعلق به Medal of Honor: Warfighter باشد. همه چیز تا قبل از انتشار بازی عالی به نظر می رسید. وجود داستانی كه از اتفاقات واقعی صحنه های نبرد اقتباس گرفته شده بود. گرافیك فوق العاده و كم نظیر كه یك استثناء برای یك عنوان تیراندازی اول-شخص محسوب می شد و همچنین پیشرفت هایی كه در زمینه گیم پلی در این نسخه حاصل شده بود، همه و همه نوید یك بازی تمام عیار و بی نقص را می دادند كه باعث شده بود همه پیش داوری كرده و فاتحه رقیب را بخوانند. اما پس از انتشار بازی، ورق برگشت و همه جا خوردند!! تقریباً همه المان ها با آن چیزهایی كه دیده بودیم، تفاوت داشتند. داستان بازی جذاب نبود و گرافیك آنچنان كه به نظر می آمد، بی نقص نبود (هر چند كه باز هم همین بخش گرافیك بود كه مقداری آبروی رفته را بازگردانده بود) و گیم پلی همان چیزی بود كه 2 سال پیش دیده بودیم. فقط مقداری به ظاهرش رسیده بودند و یك سری انتخاب های بی تأثیر را پیش رویمان گذاشته بودند. واقعاً عجیب است! گویی كه تمامی چیزهای كه تا قبل از انتشار بازی دیده بودیم، متعلق به این بازی نبود! Call of Duty: Black Ops-Declassified ظاهراً Call of Duty هم از قسمت ناامیدكننده ترین های سال بی نصیب نمانده است! واقعاً عحیب است که بازی ای این نام را یدك بكشد و چنین لقبی بگیرد. Declassified تنها برای كنسول دستی PSVita ساخته شد كه تا قبل از انتشار Sony مانور زیادی روی آن داده بود. هوش مصنوعی ضعیف كه به هیچ وجه در حد و اندازه های نام بازی نبود. خط داستانی بسیار كوتاه، محدود و بنا بر شواهد، چیزی كمتر از 1 ساعت كه واقعاً برای عنوانی حتی در این اندازه یك ضعف بزرگ به شمار می رود و در نهایت كسب امتیاز میانگین 33 از سایت Metacritic برای این نام یك فاجعه قلمداد می شود. البته گفتنی است كه عنوان دیگر Call of Duty در سال 2012 یعنی Black Ops II هم آنطور كه باید، ظاهر نشد، اما Declassified نه تنها جزو ناامید كننده های سال است، بلكه یكی از ضعیف ترین بازی ها سری Call of Duty نیز محسوب می شود. بازی های نامبرده شده، همه عناوینی بودند كه امید به موفقیتشان بسیار بالا بود و كسی فكرش را هم نمی كرد كه در انتهای سال، چنین برچسبی به آن ها زده شود، اما واقعیت همیشه تلخ است. در این بین، عناوین دیگری همچون Epic Mickey 2: The Power of Two ،Kinect Star Wars و NeverDead هم هستند كه بر خلاف پیش بینی ها، ضعیف ظاهر شدند. لازم به ذكر است كه از نظر خیلی ها، حتی Resident Evil 6 هم نتواسته انتظارات را برآورده كند و ناامید كننده ظاهر شد. این بازی با كسب میانگین امتیاز 67 باز هم توانست سری را به روزهای اوجش بازگرداند كه خط داستانی مفصلی هم دارد. موضوعات مرتبط: برچسبها: تغییر در بازیهای رایانهای به هیچوجه چیزه بدی نیست؛ در واقع، اگر تغییر بهجا و درست باشد علاوه بر راضیکردن طرفداران قدیمی یک عنوان، طرفداران جدیدی با سلیقههای متفاوتتر را هم برای آن بازی به ارمغان بیاورد. اما مشکل از جایی آغاز میشود که عنوان مربوطه تغییر نکرده باشد، بلکه عملا به اسم تغییر به یک بازی دیگر تبدیل شده باشد. شاید اگر چندین ماه پیش چنین سخنی در مورد جدیدترین عنوان استودیوی خوشذوق Ninja Theory، یعنی DMC جدید به کار میرفت، کموبیش همهی طرفداران جدید و قدیمی سری با آن موافقت میکردند، اما پس از تجربهی دموی قابل بازیای که بر روی XBLA و PSN منتشر شد، نظرها تقریبا 180 درجه برگشت! دیگر آن عنوان منفور که همه به عنوان نقطهی افت سری از آن یاد میکردند و با بیمیلی منتظر شکست آن بودند تبدیل شده بود به یکی از مورد انتظارترین Hack 'n Slash های 2013. کپکام و نینجا تئوری بالاخره توانسته بودند تا جای خود را در بین طرفداران قدیمی و جدید سری، به دست آورند.
![]()
به نظر میرسد که سازندگان در داستان بازی و ریشههای آن تغییرات زیادی ایجاد کردهاند. در دنیای DMC کنونی، شیاطین بر دنیا حکمفرمانی میکنند و افرادی مثل دانته که شغلشان شکار شیاطین است عملا نقش تروریست را ایفا میکنند. روزی دختری عجیب در خانهی دانته را میزند. وی ادعا میکند که از طرف سازمانی تحت عنوان The Order آمده و رهبر آنها قصد ملاقات با دانته را دارد. در سکانس بعدی، گفتگویی میان دانته و ویرجیل را مشاهده میکنیم که در آن ویرجیل دست همکاری به سمت دانته دراز کرده و از وی در مورد از بین بردن شیطانی بزرگ، کمک میطلبد. سپس دانته همراه با دختر ذکر شده را در شهری میبینیم که ناگهان دانته توسط یک دوربین دیده شده و وارد نیمهی اهریمنی شهر میشود. این نیمه که Limbo City خوانده میشود، هیچگونه احساس خوبی نسبت به دانته نداشته و بهطور مداوم سعی در نابود کردن او دارد. پس از کشتن تعدادی دشمن و گذر از چند مانع پلتفرمینگ، دانته از پنجرهی یک کلیسا به بیرون پریده و وارد نیمهی سالم شهر میشود.سپس یک Cut-Scene پخش میشود که در آن شخصی با ماسک Tho Order شیاطین را تهدید کرده و از وجود یک سلاح مخفی در نزد The Order سخن میگوید. سلاحی که دانته نام دارد. در دموی ذکر شده، عملا رابطهی میان دانته و ویرجیل تغییر کرده بود. در نسخههای قبلی این دو برادر مهمترین رقیب برای همدیگر به شمار رفته و رابطهی پرتنش بین آنها از جذابترین بخشهای داستان نسبتا متوسط بازی به شمار میرفت. اما در این نسخه بهنظر میرسد که رابطهی ایندو بیشتر شبیه به داستانهای کلیشهای شده که در آنها شخصیت اصلی بازی، توسط شخصیت منفی آن مورد سوءاستفاده قرار میگیرد. البته هنوز مشخص نشده که آیا ویرجیل شخصیت منفی است یا خیر؟ همچنین احتمال بسیاری در مورد وجود خود شهری که قهرمانمان در آن حضور دارد به عنوان شخصیت منفی بازی میرود. همچنین ویرجیل در یک کاتسین خود و دانته را ترکیبی از یک پدر شیطان و یک مادر فرشته میداند. چیزی که کاملا با چهار نسخهی اول سری در تضاد است. بهطور دقیقتر دانته و ویرجیل از یک ترکیب انسان - شیطان، به یک هیبرید فرشته - شیطان تبدیل شدهاند که همین موضوع میتواند باعث وجود قابلیتهای جدیدی در طول بازی شود. هرچه باشد، فرشته بودن برچسب جدیدی است که به قهرمان بازی زدهشده است.
![]() .
در بخش بعدی دمو، شاهد مبارزهی دانته با یک باس عظیمالجثه هستیم. این باس فایت بسیار سینمایی و جذاب کار شده است. در طی این مبارزه، دانته پس از خالی کردن یکچهارم نوار جان باس ذکر شده، با اسلحهی قلاب مانندی یک از بندهایی که او را به صورت وارونه به سقف منطقه متصل کردهاند، جدا کرده و سپس برای گریز از ضربهی تخریبکنندهی او، به سکوی کناری میرود. پس از نابودی این باس شاهد یک صحنهی سینمایی خوب هستیم که به سبک عناوین قبلی سری عاری از هرگونه QTE و عامل مزاحم است. یکی از نکات جالب در مورد این باس، شباهت زیاد با باس پل بازی Shadows of the Damned در بخش شخصیتپردازی است.
![]()
همانند همیشه، سلاحها و کمبوهای متنوعی در DMC انتظار شما میکشند. علاوه بر شمشیر و دوکلت معروف دانته، دو سلاح داس مانند نیز در بازی حضور دارند که یکی سرعتی و دیگری قدرتی است. به سبک DmC 4، بازیکن در هر لحظه قادر به سوییچ بین تجهیزات متنوع خود و خلق کمبوهای خلاقانه است. این ویژگی سبب شده مبارزات بسیار سریع و نرم باشند به طوریکه بر خلاف عنوانی چون Ninja Gaiden III، از هیچگونه سکتهای در بین مبارزات خبری نیست و به سبک عنوان افسانهای بایونتا، مبارزات فوقالعاده سریع و دینامیک دنبال میشوند. بخشهای پلتفرمینگ نیز در این بازی حضور خواهند داشت، اما از حالت خشک عناوین اصلی فاصله گرفته و بیشتر به NG و GoW نزدیک شدهاند. دوربین بازی نیز از حالت ثابت - دینامیک خارج شده و به صورت تمام دینامیک در آمده و به سبک NG، مدام قهرمان بازی را به صورت سوم شخص تعقیب میکند.
![]()
یکی از بهترین بخشهای دموی منتشر شده، بدون شک بخشهای دیداری و شنیداری بودند که همه را به تحسین واداشتند. نورپردازی در بازی به بهترین شکل ممکن صورت گرفته و انیمیشنها فوقالعاده نرم و سریع است. طراحی چهرهی شخصیتها نیز خوب و با دقت صورت گرفته و وجود جزئیات فراوان در صورت دانته، گواهی بر این ادعاست. رنگبندی بازی نیز قابل قبول و البته کمی تکراریست که امیدواریم شازندگان تا زمان عرضهی بازی بتوانند این مشکل را رفع کنند. موزیک بازی به سبک عناوین قبلی بسیار سریع، خشن و پرهیجان بود و به القای جو بازی کمک زیادی میکرد. صداگذاری نیز در مور معدود شخصیتهای به نمایش درآمده خوب بود اما به هیچ وجه در سطح عنوانی چون LoS نبود. از نظر بهینه بودن نیز میتوان گفت که سازندگان کار خود را در این بخش به نحو احسنت انجام دادهاند و شخصا باگ خاصی را در زمینهی هوش مصنوعی یا گرافیک مشاهده نکردم.
![]()
آخرین قطرهی اشک شیطان که تا چند ماه دیگر میریزد! به نظر از همه لحاظ عالی میآید و احتمالا باید شاهد یک انفجار به سبک بایونتا باشیم. تنها مشکلی که میماند، چهره و شخصیت نهچندان دلچسب دانته است که ممکن است برقراری ارتباط با او را برای طرفداران قدیمی سری تا حدی مشکل کند. در هر حال همهی طرفداران DMC در سراسر جهان منتظر انتشار این بازی و مشاهدهی نتیجهی زحمات نینجا تئوری هستند. نتیجهای که امیدواریم ناامیدمان نکند.
موضوعات مرتبط: برچسبها: ویژگیهایی از GTA IV که ممکن است از دید شما مخفی مانده باشند! در اینکه بازی Grand Theft Auto IV، یکی از فوقالعاده ترین بازیهای تاریخ است هیچ شکی نیست. این بازی به قدری جذاب است که شاید نتوان حتی آن را به همین سادگی توصیف کرد! فروش بیسابقه نسخه آخر بازی GTA در دسامبر 2008، به قدری تاریخی بود که اهدای امتیاز 10 از 10 از وبسایت Gamespot به این بازی جای هیچ تعجبی نداشت. جدا از زیباییها و جذابیتهای این بازی، در این ترفند قصد داریم به معرفی ویژگیها و نکاتی که در لابهلای بازی وجود دارد بپردازیم. نکاتی که ممکن است در حین بازی به آن دقت نکرده باشید و از دید شما مخفی مانده باشد. این ویژگیها نیز بخش دیگری از زیباییهای GTA IV را تشکیل میدهد. نکاتی که از چکاندن آخرین قطرات GTA IV به دست آمدهاند!
1-برای گرفتن تاکسی، اگر تاکسی در حال عبور است با زدن دکمه E برای آن سوت بزنید تا در کناری بایستد. سپس با نگه داشتن دکمه F (دقت کنید که دکمه را باید نگه دارید)، به عنوان مسافر سوار تاکسی میشوید. سپس مقصد خود را با دکمههای بالا و پایین انتخاب کرده و Enter بزنید. برای اینکه فورأ به مقصد برسید، دکمه Enter را یکبار دیگر بزنید (البته پول بیشتری از شما میگیرد). 2- برای نشانهگیری دقیقتر و زوم به جلو (البته برای سلاحهایی که این ویژگی را دارد مثل MPG یا AK)، هنگامی که با کلیک راست نشانه گرفتهاید، غلطک ماوس را به جلو حرکت دهید تا نشانهگیری بهتری داشته باشید. 3- با زدن دکمه Q میتوانید پشت دیوار و هر شی دیگری پناه بگیرید. سپس با نگه داشتن کلیک راست ماوس میتوانید شلیک بهتری داشته باشید. اما اگر مستقیمأ و بدون نگه داشتن کلیک راست اقدام به شلیک کنید، نیکو بدون در آمدن از پشت سنگر و با شلیکهایی بی دقت تر اما امن تر، دشمن را مورد هدف قرار میدهد. 4-برای کنترل هلیکوپتر از دکمه های W،A،S،D و اعداد 8،4،2،6 قسمت سمت راست کیبورد استفاده کنید. 5- شما میتوانید ویدیوی بازی خود را با زدن دکمه F2 ذخیره کنید و آن را از بخش Clip Editor موبایل ویرایش و مشاهده کنید 6- برای انجام بازی بولینگ، ابتدا بدن خود را در مسیر مناسب قرار داده و کلیک چپ کنید. سپس در یک لحظه ماوس را به عقب برده و به جلو بیاورید. شدت پرتاپ توپ و جهت آن، به نوع حرکت ماوس بستگی دارد. 7- در بازی بیلیارد برای دیدن میز از بالا، دکمه V را بزنید. 8- برای وارد کردن آهنگهای خودتان به رادیو ماشینها، ابتدا از فایلهای موزیک خود Shortcut ساخته و آنها را در مسیر C:\Documents and Settings\USERNAME\My Documents\Rockstar Games\GTA IV\User Music کپی کنید. سپس هنگامی که در ماشین نشستهاید با غلطک ماوس، موج رادیو را بر روی رادیو Independence قرار دهید تا موزیکهای خودتان را از رادیو بشنوید! برای رفتن به آهنگ بعدی یا قبلی از دکمه N و B استفاده کنید. 9- برای دعوا کردن با مشت و لگد، ابتدا روی شخص با نگه داشتن کلیک راست، قفل کنید. سپس با کلیک چپ و R مشت بزنید؛ با Q لگد بزنید! 10- برای تیراندازی از داخل ماشین، کلیک راست را نگه داشته و شلیک کنید. برای تغییر دادن نوع اسلحه، از کلید Q استفاده کنید (فقط سه اسلحه کلت، SMG، یوزی و همچنین نارنجک را میتوانید از داخل ماشین استفاده کنید). 11- شما میتوانید با هدف گلوله قرار دادن راننده ماشین، او را کشته و در نتیجه شخص تعقیب کننده را ناکام بگذارید! 12- در داخل شهر افرادی هستند که ماموریتهای جانبی به شما میدهند. این افراد به شکل یک آدمک آبی رنگ (شاید هم سبز!) در نقشه نشان داده شده میشوند. (البته فقط وقتی نزدیکشان باشید). 13- شما میتوانید (ترفندستان) در حالی که با سرعت دارید با ماشین حرکت میکنید، از ماشین به بیرون بپرید. این کار با زدن دکمه F امکان پذیر است. البته از جانتان کم میشود و حتی ممکن است با یک برخورد محکم، بمیرید! 14- توجه داشته باشید که اگر توسط پلیس ها دستگیر شوید، تمام سلاح ها شما از بین میروند.اما اگر بمیرید، اینطور نیست. اما هزینه خرج و مخارج بیمارستان را هم در نظر داشته باشید! 15- برای جلب نظر دوستانتان، هر چند وقت یکبار به آنها زنگ زده و قرار ملاقاتی در رستوران، بولینگ، دارت و یا هرجای دیگر بگذارید. دوستان شما نیز به شما زنگ میزنند و شما در صورتی که توانایی داشتید، درخواست ملاقات آنها را قبول کنید. 16- برخی از دوستان شما، میتوانند برای شما کار جور کرده، شما را به مسابقه ببرند، برای شما تاکسی سرویس بفرستند و... . این را می توانید با کلیک بر روی نام هر یک از افراد درون لیست خود مشاهده کنید. 17- در صورتی که زیاد از حد بوکس باد کنید، تایر ماشین میترکد! 18- برای بالا کشیدن از نردبان از دکمه F استفاده کنید. برای بالا و پایین رفتن سریع از نردبان، از دکمه Shift استفاده کنید. 19- برای اینکه سوار قطارهای شهری شوید از دکمه F استفاده کنید. 20- شما میتوانید از طریق سایتهای اینترنتی اقدام به خرید تم، رینگتون و... برای موبایل خود کنید (البته موبایلتان باید مدل بالا باشد). 21- برای استفاده از کامپیوترهای پلیس و دسترسی به شبکه آنها، (ترفندستان) ابتدا سوار یک ماشین پلیس شده و در کناری توقف کنید. سپس دکمه E را بزنید تا به شبکه آنها دسترسی پیدا کنید. اکنون میتوانید شخص مورد نظر را با استفاده از عکس یا وارد کردن نام آن، پیدا کرده و آدرس آن را بر روی GPS خود ببینید. 22- هنگام تعقیب یک نفر، با نگه داشتن کلید Caps Lock میتوانید دوربین بازی را بر روی او متمرکز کنید. 23-- با قرار دادن گوشی خود در حالت Sleep Mode ،به طور موقت دیگر هیچ ماموریتی از طریق موبایل به شما داده نمیشود. 24- در گوشه و کنار شهر، 200 کبوتر وجود دارد که با کشتن همه آنها میتوانید به جایزه ای که برای آن در نظر گرفته شده، دست بیابید. 25- اگر میخواهید نام آهنگی را که در حال پخش شدن از رادیو است بدانید، کافی است هنگامی که آن موزیک در حال پخش شدن است با استفاده از موبایل به بخش تماسها رفته و با Zit! تماس بگیرید تا پس از چند ثانیه نام خواننده و نام آهنگ را برای شما SMS کند 26- هنگامی که با سلاح نشانه گرفتهاید، یکی از کلیدهای راست یا چپ را به همراه کلید Space بزنید تا به همان جهت بر روی زمین بغلتید. 27- اگر با استفاده از ماشین از روی سکویی پریدید و صحنه به حالت حرکت آهسته در آمد، شما میتوانید با به جلو راندن ماوس حرکت را سریعتر و با به عقب بردن آن، حرکت را کندتر کنید. 28- هنگامی که در قایق هستید میتوانید با استفاده از دکمه Space در محور کم چرخش بیشتری بزنید. 29- برای دفع ضربات دست و پای حریف، از Space استفاده کنید. برای جاخالی دادن به ضربات، هنگامی که حریف دست یا پایش را برای زدن شما شروع به حرکت دادن میکند، شما باید فورأ دکمه Space را بزنید تا جاخالی دهید.
موضوعات مرتبط: برچسبها: سیستم مورد نیاز Resident Evil 6 + اطلاعات کلیدی دیگر از عرضه Residnt Evil 6 برای PS3 و X360 زمان زیادی می گذرد.( چیزی حدود سه ماه :| ) اما Capcom بالاخره تاریخ عرضه این بازی برای PC را مشخص کرد.طبق اطلاعاتی که روز گذشته از طرف کپکام مشخص شد این بازی در تاریخ 22 مارچ 2013 (اوایل فروردین ماه) برای PC منتشر خواهد شد.
حداقل سیستم مورد نیاز : · OS: Windows Vista®/XP, Windows 7, Windows 8 · Processor: Intel® CoreTM2 Duo 2.4 Ghz or better, AMD AthlonTM X2 2.8 Ghz or better · Memory: 2 GB RAM · Hard Disk Space: 16 GB free hard drive space · Video Card: NVIDIA® GeForce® 8800GTS or better · DirectX®: 9.0c or greater · Sound: Standard audio device سیستم پیشنهادی : · OS: Windows Vista®/XP, Windows 7, Windows 8 · Processor: Intel® CoreTM 2 Quad 2.7 Ghz or better, AMD PhenomTM II X4 3 Ghz or better · Memory: 4 GB RAM · Hard Disk Space: 16 GB free hard drive space · Video Card: NVIDIA® GeForce® GTX 560 or better · DirectX®: 9.0c or greater · Sound: Standard audio device ![]()
موضوعات مرتبط: برچسبها:
سبک پلتفرمر یکی از محبوب ترین ژانرها است و کمپانی Sony از همان ابتدای ورود خود به صنعت بازی های کامپیوتری با خلق عناوین انحصاری مختلف در تلاش برای برطرف کردن نیاز مخاطب این سبک بوده است. در بین این عناوین، Jack & Daxter ،Ratchet & Clank و Sly Cooper که در نسل گذشته خلق شدند، توانسته اند محبوبیت زیادی را کسب کنند. پس از موفقیت سری R&C (به خصوص نسخه A Crack in Time) اینبار Sony به فکر ساخت ادامه ای بر مجموعه Sly Cooper افتاد. در سال 2010، عرضه Sly Collection با استقبال غیر منتظره منتقدین روبرو شد و مسئولیت ساخت آن به عهده استودیوی Sanzaru Games بود که با توجه به مشغول بودن استودیوی Sucker Punch (خالق این سری) به ساخت عنوان محبوب inFamous، پیشنهاد تولید نسخه جدید بازی از سوی Sanzaru توسط Sony تأیید شد. این استودیو هم با توجه به تعامل خوبی که در ساخت نسخه Collection با Sucker Punch داشته، اینبار هم Thieves in Time را زیر نظر آن ها می سازد. نمایش های منتشر شده از بازی بیشتر حول قسمت های مختلف گیم پلی آن است و فعلاً چیز زیادی از داستان معلوم نشده است. سبک و سیاق کمدی داستان و شخصیت ها همچنان بر قوه خود باقی است و گرافیک Cel-Shaded و شاد آن نیز فضایی طنزگونه ایجاد کرده است. داستان بازی ادامه ای بر نسخه سوم است. بنتلی (Bentley) دست به اختراع ماشین زمان زده است. در حین استفاده از آن، Thievius Raccoonus کتاب فنون دزدی خانواده کوپر (Cooper) گم می شود. اکنون اسلای (Sly) به همراه بنتلی و مورای (Murray) در صدد پیدا کردن آن برمی آیند. همان طور که می بینید، داستان بازی پیچیدگی خاصی ندارد و بیشتر تمرکز خود را روی شخصیت ها گذاشته است. همچون قبل، باید از قابلیت های هر 3 شخصیت استفاده کرد. البته اسلای، بنتلی و مورای تنها شخصیت های قابل بازی نیستند و شخصیت های جدیدی هم اضافه شده اند. یکی از آن ها ریوئیچی کوپر (Rioichi Cooper) یک نینجای دوران ژاپن فئودال و یکی از اجداد اسلای است که توانایی طی کردن مسیرهای طولانی با سرعت زیاد را دارد. ویژگی اصلی گیم پلی Thieves in Time ترکیب سبک مخفی-کاری با اکشن-پلتفرمر است. روند کلی بازی بیشتر از همه به Ratchet & Clank شبیه است و نوع اکشن و بخش های پلتفرمر، تحت تأثیر این اثر محبوب کار شده اند. محیط های عظیم Open-World برای مأموریت در نظر گرفته شده و مقصد نیز توسط بنتلی نشانه گذاری شده است. راه های مختلفی برای رسیدن به نقطه مورد نظر وجود دارند و البته هر مأموریت را باید با تاکتیکی متفاوت طی کرد، اما جالب ترین بخش نمایش های منتشر شده از بازی، مبارزه با Bossهای عظیم الجثه است. طبق گفته سازندگان، آن ها علاقه زیادی به Bossهای این سری داشتند و اینبار می خواهند مبارزاتی حماسی تر و عظیم تر خلق کنند. نمایش مبارزه با ببر موفق بوده و نشان داده که سازندگان در صدد انجام چنین کاری هستند. از دیگر المان های جدید اضافه شده به گیم پلی، امکان تغییر لباس شخصیت است که نه تنها جنبه ظاهری دارد، بلکه هر لباس قابلیت مخصوص به خود را دارد. به طور مثال، اسلای از یک لباس برای کند کردن زمان استفاده می کند یا از لباسی آهنین برای دفع مشت های دشمن بهره می برد. بخش های پلتفرمر هم در نوع خود جالب هستند. عبور از طناب های باریک در حالیکه توسط گلوله های آتشین بمباران می شوند، از جمله موقعیت های جالب ایجاد شده در بازی است. Sanzaru Games پیش از این در ساخت Sly Collection موفق بوده و عنوان جالب Secret Agent Clank را نیز در کارنامه خود دارد. اما Sly Cooper: Thieves in Time مهم ترین بازی آن ها است. از طرفی سابقه درخشان این سری محبوب در نسل قبل و توقع بالای طرفدارانش و از طرف دیگر وجود عناوین انحصاری بزرگی چون The Last of Us ،Beyond: Two Souls و God of War: Ascension کار را برای این استودیو بسیار سخت کرده و ممکن است درست همان بلایی که بر سر Ratchet & Clank: A Crack in Time آمد (با وجود موفق بودن، بازی کاملاً زیر سایه Uncharted 2: Among Thieves باقی ماند) بر سر این بازی نیز بیاید. با این حال 5 فبریه 2013 تاریخی است که Sony برای عنوان انحصاری خود انتخاب کرده تا در فصلی که معمولاً عاری از عناوین درجه یک است، صاحبان کنسول های خود را سرگرم کند. این بازی علاوه بر PS3، روی PSVita نیز عرضه می شود و می تواند فرصتی خوب برای محک زدن قابلیت های این کنسول دستی در اجرای بازی های پلتفرمر باشد.
موضوعات مرتبط: برچسبها:
لیست برندگان Most Played Game Awards سال 2012 را منتشر کرد. با وجود رقیبان سرسختی همچون Skyrim, World of Warcraft, Modern Warfare 3 و League of Legends که با قدرت آماده برنده شدن بودند، Borderlands 2 توانست برنده این جایزه شود.لیست کامل را در زیر مشاهده میکنید: Most Played New Game – Borderlands 2
موضوعات مرتبط: برچسبها: Cevat Yerli مدیر عامل شرکت Crytek، میگوید عنوان Crysis 3 از همهی قدرت کنسولهای نسل حاضر استفاده کرده است. موضوعات مرتبط: برچسبها:
طبق خبرهایی که در چند هفته قبل تا به امروز از بازی GTA V داشتیم تا به امروز تاریخ دقیق ان را برای شما عزیزان به این بازی ذکر نکردیم اما امروز سایت آمازون علاوه بر این که قیمت این بازی را در فروشگاه خود اعلام کرد تاریخ دقیق آن را هم منتشر کرده که شما را به ادامه این مطلب دعوت می کنیم
![]()
موضوعات مرتبط: برچسبها: کارگردان این بازی پر زرق و برق در آخرین گفته هایش در مورد این بازی عنوان کرده است :
کرایسیس از زمانی که متولد شد همیشه یک قدم جلوتر از هم نسل هایش حرکت کرده است . در کرایسیس 2 ما شاهد یک ماشین گرافیکی قوی بودیم . با اضافه کردن DX11 به بازی یک چیز اعجاب آور رو شاهد بودیم .
در صورتی که ما روی ساخت جزییات گرافیکی بازی توجه زیادی کرده بودیم و سعی داشتیم داستان سرایی بازی هم زیباتر کنیم , اما متاسفانه نشد و خودمان هم این رو کاملا پذیرفتیم .
همچنین در کرایسیس 2 تقص هایی در انیمیشن بازی دیده میشد که همه ی اینها قربانی گرافیک بالای بازی شده بودند .
اما دیگه کرایسیس 2 رو از یادمان خارج کردیم و تمرکز خودمان رو بر روی نسخه ی جدید به کار گرفته ایم تا از هر لحاظ یک ماشین پر قدرت باشد نه فقط از لحاظ گرافیکی .
در هر حال من با صراحت می توانم بگویم که کرایسیس یک رهبر گرافیکی برای تمام بازیها هست و نسخه ی جدید این بازی یک ضیافت بزرگ گرافیک رو برای شما رقم خواهد زد که چشم های شما هم در این ضیافت گرافیکی بزرگ دعوت هستند .
در اخر یک سری عکس جدید از بازی تقدیم حضورتون میکنم که به وضوح می توان گفته های کارگردان این بازی رو تایید کرد .
همینطور که قابل مشاهده است . از چمن های بازی گرفته شده تا تابش نور خورشید در تصویر آخر گرافیک بازی هیچ جایی برای حرف زدن باقی نمیگذارد . موضوعات مرتبط: برچسبها:
تصاویر جدید از بایوشاک نشان میدهد که کارهای نامحدودی را می توانید با دستان خودتان انجام دهید زیرا اتفاقات بدی برای دستان شما خواهد افتاد .
این دستان آتشین و پر قدرت جهنم را برای دشمنان شما در بازی به وجود خواهد آورد .
Infinite با تاخیر یک ماهه ای که مواجه شد , در 26 مارس 2013 برای هر سه پلت فرم اصلی منتشر خواهد شد . شایان ذکر است این تاخیر یک ماهه برای رفع مشکلات جزئی بازی بوده است موضوعات مرتبط: برچسبها: در مراسم VGAs امسال، بازی The Phantom Pain معرفی شد. این بازی توسط استودیوی Moby Dick Studio برای Xbox 360 و PS3 در دست ساخت است. اما این احتمال نیز وجود دارد که این بازی برای نسل بعد عرضه شود. این بازی از نظر کیفیت می تواند با عنوان MGS: Ground Zeroes برابری کند. موضوعات مرتبط: برچسبها: بازی Half-Life 2 توانست به عنوان بازی برتر دهه اخیر از مراسم VGAs دست پیدا کند. این جایزه به 16 نفر از اعضای استودیوی Valve که در مراسم حاضر بودند، داده شد.
موضوعات مرتبط: برچسبها: داشتن سیستم خوب یکی از مهم ترین دلایل راحت اجرا کردن بازی ها است دقدقه ای که با این اوضاع بازار دلار و قیمت های سرسام آور داریم و هر روز به خود تلقین می کنیم که عجب سیستم شاخی دارم اما امروز تصاویری از جدیدترین سیستم های کامپیوتری را برای شما آماده کردیم تا ببینید چه کسانی در دنیا دارن واقعا از بازی کردن لذت می برند
مشخصات سیستم با توجه به تصویر زیر CPU:i7-3970X @4.5Ghz
Video card(s): Gigabyte GTX690 QUAD SLI
RAM: Corsair Dominator GT CMT32GX3M4X1866C9 32GB (4x8GB) DDR3
Motherboard: ASUS Rampage IV Extreme
Hard drive(s): OCZ Vertex 512gb SSD, 2x3tb Seagate Barras, 2x2tb WD Caviar
Power supply: Enermax 2500W Modular
![]() مشخصات سیستم با توجه به تصویر زیر CPU:i7-3760X @4.3Ghz
Video card(s): Gigabyte GTX670 QUAD SLI
RAM: Corsair Dominator GT CMT32GX3M4X1866C9 24GB (4x8GB) DDR3
Motherboard: ASUS Rampage IV Extreme
Hard drive(s): OCZ Vertex 2TB SSD, 2x3tb Seagate Barras, 2x2tb WD Caviar
Power supply: Enermax 1200W Modular
![]() مشخصات سیستم با توجه به تصویر زیر CPU:i7 3530k @3.9Ghz
Video card(s): Gigabyte GTX680 QUAD SLI
RAM: Corsair Dominator GT CMT32GX3M4X1866C9 32GB (4x8GB) DDR3
Motherboard: ASUS Rampage IV Extreme
Hard drive(s): OCZ Vertex 1TB SSD, 2x3tb Seagate Barras, 2x2tb WD Caviar
Power supply: Enermax 1700W Modular
![]() مشخصات سیستم با توجه به تصویر زیر CPU:i7 3990k @4.7Ghz
Video card(s): AMD Radeon HD 7970
RAM: Corsair Dominator GT CMT32GX3M4X1866C9 28GB (4x8GB) DDR3
Motherboard: ASUS Rampage IV Extreme
Hard drive(s): OCZ Vertex 3TB SSD, 2x3tb Seagate Barras, 2x2tb WD Caviar
Power supply: Enermax 2000W Modular
![]()
موضوعات مرتبط: برچسبها: مکس پین ۳ رو که رفقا باید بشناسن بازی که چند وقت پیش اومد و در اون زمان بازار گیم رو به اصطلاح منفجر کرد بعضی ها (که خودم هم جزئشون بودم)عقیده داشتند که این بازی با دور شدن از اون جو همیشگی وسرد و تاریک اصالت خاص سری رو زیر سوال برده و عده ای هم اون رو یکی از کاندید های بهترین بازی سال خطاب میکردند حالا گذشته از این حرف ها شرکت take twoپس از عرضه مکس پین ۳ چند میلیون دلار ضرر داد که حتی با وجود فروش خوب این بازی جای تعجب داره البته مکس پین در آخر یک بازی سود مند خواهد بود ولی باید این رو هم گفت که نتیجه ی بی توجهی به نظرات طرفداراس که باعت این جور ضرر ها میشه. موضوعات مرتبط: برچسبها: |
|
[ قالب وبلاگ : پارس تمپ ] [ Weblog Themes By : skin98 ] |