با نقد و بررسی بازی در خدمتتون هستیم که بهترین عنوان سال ۲۰۱۲ از نگاه جشنواره VGA 2012 بود هر چند کسی فکر نمی کرد این عنوان بهترین بازی سال شود در ادامه به قسمت های مختلف این عنوان می پردازیم پس با ما همراه باشید و این نقد را از دست ندید

یک مرد، جدا از همسرش و در ازدحام نا مرئی مردهها، که ناگاه مسئولیت نگهداری از یک دختر بچهی بی پناه را بر دوشهای لرزان خود حس میکند. در محیطی پر از ترس و دلهره که هر لحظه کسانی را که دوست دارد را میبلعند. و مردن پایان کار از عزیزانش نیست، عزیزانش بعد از مرگ، بیدار میشوند و به او حمله میکنند. تجربهای تلخ و پر از اضطراب، برای مردی که خیلی چیزها را از دست داد، اما برای حفظ مسئولیت سنگین خود، مجبور است، بین مردهها زنده بماند.
بالاخره بعد از چند ماه، آخرین اپیزود بازی The Walking Dead عرضه شد. یکی از بازیهایی که به یاد علاقهمندانش خواهد ماند. بازیی که خود را از مشکلات اکثر بازیهای امروزی جدا کرد، و با گرافیکی ساده به روایت داستانی پیچیده پرداخت. این بازی توسط شرکت Telltale Games برای پلتفرمهای Xbox 360، PS3 و PC عرضه شد.
داستانی درگیر کننده:
قبل از هرچیز، باید به داستان گیرا و درگیر کنندهی این بازی اشاره کرد. هرچند نویسندههای بازی، داستان بازی را بر اساس کمیک بوک ایجاد کردند، اما هیچ چیز از ارزشهای والای داستان این بازی نمیکاهد. داستانی که گیمر در آن خودش تعیین کنندهی راه خود بود.
در این بازی، گیمر بارها در دو راهیهای مهمی قرار میگیرد. به طور مثال دربارهی نجات دادن دوستانش، یا خاتمه دادن جر و بحثی که بین دوستانش سر میگیرد و ممکن است به ناوبدی کامل گروهشان بیانجامد.
داستان بازی دربارهی مردی به نام Lee است. در ابتدای بازی، Lee را میبینیم که دستبندی بر دستانش است و پشت یک ماشین پلیس که رانندهی آن پلیسی پیر و پر حرف است، نشسته. پیر مرد به طور مکرر با صحبتهایی که میکند حوصلهی Lee را سر میبرد و بازیکن باید به انتخاب خودش، جواب پیر مردرا بدهد، که ناگهان در بین راه، یکی از زامبیها به وسط جاده میآید و راننده برای آنکه به او نزند، فرمان را میپیچاند و وارد یک شیب میشوند و تصادفی شکل میگیرد. از آنجا ما کنترل Lee را برعهده خواهیم داشت. در بین مردههایی متحرک که شاید چهرهشان برای مردم آشنا باشد، اما خودشان را نمیشناسند. در خانهای نزدیک به محل تصادف، Lee با دختر بچهای به نام Clementine آشنا میشود و خود را مسئول این دختر بچه حس میکند. Clementineمادر و پدرش را پیش خود ندارد و قبل از آغاز فاجعه ی مردههای متحرک، آنها خانه را ترک کرده بودند. پس Lee به Clementine کمک میکند که هم از دخترک مراقبت کند و هم به او در پیدا کردن پدر و مادرش کمک کند. که در این راه با شخصیتهای بسیاری آشنا میشود.

داستان این بازی با توجه به انتخابهای بازیکن پیش میرود، اما شاید آنقدر هم که گیمر فکر میکند، داستان گستردهای ندارد. تقریبا میتوان گفت که در تمام طول بازی، یک خط اصلی طی میشود و همهی خطهای فرعی به داستان اصلی ختم میشوند. اما انتخاب های گستردهای که در حین بازی بر عهدهی ماست جالب و متنوع است. به شخصیتهای بازی به خوبی پرداخته شده است و شما از آنها یا واقعا خوشتان میآید و یا از آنها متنفر میشوید. به طور قابل توجهی با Lee همزاد پنداری میکنید. گاهی خود را مقصر میدانید و گاهی میتوانید به دروغ چیزهایی را از دوستانتان پنهان کنید، که اگر متوجهش شدند از شما ناراحت شوند.
در کل روایت داستان بازی بسیار خوب انجام شد. هرچند که گستردگیش آنطور که باید نیست. در این بازی که داستان با انتخاب خودتان پیش میرود شما احساس میکنید دوست دارید به عقب برگردید و انتخابتان را تغییر دهید. شما منتظر تغییری قابل توجه در روند داستان خواهید بود، اما بعد از به عقب برگشتن تغییر قابل ملاحظهای را در روند داستان احساس نمیکنید. شاید به خاطر محدود بودن وقت سازندگان بازی باشد، اما به طور کلی میتوانستند بهتر از اینها برای گستردگی این بازی تلاش کنند.
نکتهی منفیی که در روایت بازی وجود داشت، نپرداختن به بعضی از شخصیتهای بازی بعد از جدا شدن از شما بود. در حالی که بعضی از شخصیتها به دلایل مختلف از روند بازی خارج میشوند دیگر به آنها پرداخته نمیشود و شما تا پایان بازی در کنجکاوی به سر میبرید. (البته اگر بازی ادامه داشته باشد، شاید این نکتهی منفی تبدیل به نکتهای مثبت شود.)

گرافیک کارتونی:
گرافیک این بازی در وهلهی اول شاید خیلی از گیمرها را از این بازی دور کند. چون گرافیکی بسیار ساده و ابتدایی دارد. هرچند که این گرافیک آنقدرها هم ما را اذیت نمیکند. اما نکتهی منفی این بازی در گرافیک خستهی کنندهی آن است. شما اگر در چهرهی شخصیتها دقت کنید حس میکنید یک شخصیت را بارها دیدهاید. چون چهره ی شخصیتها به طور خاصی به هم نزدیک است.
سبزهها به هم چسبیدهاند شکل و شمایل محیط دل نشین نیست اما حالت کارتونی آن، وقتی در داستان بازی غرق شوید، آنقدر هم آزار دهنده نیست. اما نمیتوان گفت گرافیک بازی مشکلی ندارد.
حرکت صورت شخصیتها مصنوعی است. هرچند در این بازی گرافیک در اولویت قرار نداشت و شاید اصلا بهتر بود برای نمره دادن به این بازی ضریب نمرهی گرافیک را نصف کرد. اما برای آن دسته از گیمرهایی که حساسیت خاصی روی گرافیک بازی دارند، شاید بعد از بازی کردن Alan Wake با دیدن گوشهی کوتاهی از گرافیک The Walking Dead این بازی را فراموش کنند.
صداگذاری تقریبا مطلوب:
اهل سخت گیری نباشیم و گرافیک را حد اقل در این بازی که موفق بوده (بین نامزدهای بهترین بازی سال VGA هم قرار گرفته است.) کمی ناپلئونی رد کنیم و بپردازیم به صدا گذاری بازی که جای هیچ بهانهای ندارد. خصوصا در بازی ترسناک و هیجانیی مثل The Walking Dead که با فراموش کردن گرافیک این تنها صداست که میتواند گیمر را بر جایش میخکوب کند.
یکی از نکات مثبت این بازی، صدا گذاری مطلوب در حین پیشروی در بازی است. در لحظات آرام بازی که شما مشغول طی کردن روند بازی هستید، شاید صدای محیط و صدای برخورد کفشهای Lee با زمین تنها صدایی باشد که به گوشتان میرسد و در لحظات هیجانی بازی که باید در زمانی محدود با زامبی ها بجنگید و یا دوست خود را از خطر نجات بدهید، با آهنگی مطلوب هیجان را به شما منتقل میکند.
صداگذاری بر روی شخصیتها نه خیلی بد است و نه خیلی خوب. صداهای تکراری در بازی غوغا میکند.
شاید بتوان این بهانه را آورد که این بازی در مقایسه با بازیهای هم عصر خودش با بودجهی بسیار کمی کار کرد و یک بازی مطلوب در حد و اندازههای بازیهای هم عصر خودش عرضه کرد، اما شاید بهتر بود کمی حساسیت بیشتری در این زمینه خرج میشد.

گیم پلی قابل قبول:
گیم پلی این بازی در حد مطلوبی به سر میبرد. در بازیهای ادونچر معمولا از گیمپلی خاصی خبری نیست، اما در این بازی گیم پلی بسیار مطلوب بود. در لحظات مختلف باید کارهای مختلف انجام می شد و خبری از گیم پلی تکراری و یکنواخت نبود.
بدون شک این بازی، یک بازی موفق در سری بازیهای ادونچر بوده. این بازی توانسته در کنار بازیهای بزرگی مانند Assassin’s Creed III و Mass Effect 3 و Journey و Dishonored در بین نامزدهای بهترین بازی سال قرار بگیرد و این نشان از موفقیت بی چون و چرای این بازی دارد.
این بازی برای پلتفرمهای Xbox 360، PS3 و PC در پنج اپیزود و در تاریخهای متفاوت عرضه شد، که پک شامل هر پنج اپیزود آن در حال حاضر در بازار موجود است. در ضمن این بازی با سریالی که با همین نام ساخته شده است کاملا متفاوت است.
پیشنهاد شخصی من این است که این بازی را تا آخر بازی کنید، حتی اگر سنگ باشید، شاید با به پایان رساندن این بازی اشک بریزید…
نکات مثبت: روایت عالی داستان بازی، هیجان بی حد و حصر بازی و همزاد پنداری با شخصیتها در تمام لحظات.
استفاده از موسیقی مناسب و صدا گذاری محیط.
نکات منفی: گرافیک خسته کننده و صدای شخصیتها که احساس میشد تکراری هستند.
داستان: ۹٫۵
گرافیک: ۶
گیم پلی: ۷٫۵
صداگذاری: ۸
نمره کل: ۷٫۷۵
نظرات شما عزیزان:
موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسبها: <-TagName->